تبلیغات شما اینجا قیمت سرور پرینتر اچ پی راهنمای خرید ویدئو پروژکتور اچ پی سرور سرور اچ پی سوئیچ شبکه سیسکو سوئیچ سیسکو یو پی اس فاراتل دوربین مداربسته سامسونگ دوربین مداربسته هایک ویژن دوربین مداربسته داهوا قیمت موبایل قیمت انواع گوشی قیمت گوشی پایین ترین قیمت گوشی بهترین گوشی برای موزیک بهترین گوشی برای سلفی بهترین گوشی برای بازی راهنمای خرید تلویزیون راهنمای خرید موبایل راهنمای خرید گوشی قیمت انواع تبلت قیمت تبلت لپ تاپ قیمت قیمت لپ تاپ قیمت لپ تاپ ایسوس سری x قیمت لپ تاپ ایسوس سری N قیمت لپ تاپ ایسوس سری v قیمت لپ تاپ ایسوس سری U قیمت لپ تاپ ایسوس سری K555 تور آنتالیا چت باران ربات اینستاگرام دیجیتال مارکتینگ مرکز خیریه - صندوق خیریه طراحی سایت
بستن تبلیغات [X]
دانلود عکس از اینستاگرام با کامپیوتر
در درونش آشوبی به پا بود.دلش می خواست عکس خنده دار راز دلش را در مقابل نرگس فاش کند اما از این که نرگس هم نتواند برای او کاری کند عکس مضطرب بود.بغض گلویش را می فشرد دانلود عکس جدید تمام ذهنش درگیر بود درگیر این که بالاخره عکس HD اوهم روزی خواهد توانست مانند نرگس به آرزوی دیرینه اش دست یابد یانه؟اشک از چشمهایش سرازیر شد وتمام بدنش به لرزه افتاد.نرگس هیجان زده ومتعجب به رفتار ستاره خیره شده بود.چطور ممکن بود ستاره ای که تاچند دانلود عکس از اینستاگرام لحظه پیش صدای قهقهه خنده اش فضا راپر کرده بود این چنین به هم بریزد؟
-توچت شده ستاره؟!
مقابلش ایستاد واشک روی گونه اش را پاک کرد.دستش را در دست گرفت وهر دو در کنار باغچه انتهای حیاط نشستند.نگاهی به چشمهای اشک آلود خواهرزاده اش کرد وادامه داد:
-ستاره جان...دوست نداری به من بگی چی شده؟قسم می خورم برای همیشه بین خودمون بمونه.اگه با خانواده ات مشکل داری می تونی چند روزی مهمون من باشی تا اوضاع آروم بشه.
سرش را پایین انداخت وآرام جواب داد:
-مشکلی که من دارم با چند روز حل نمی شه خاله!

-به من بگو ستاره...شاید بتونم کاری بکنم.



نرگس را محرم دانست محرم تمام روزهای با وهاب عکس خنده دار بودن از روز خوش آشنایی تابه امروز.نرگس به صحبتهای خواهرزاده اش گوش جان سپرد،با اشکهایش او را همراهی کرد وبعد از اتمام صحبتهای ستاره گفت:

-این که دوتا آدم عاشق همدیگه باشن اصلا بد نیست...غصه نخور ستاره جان بالاتر از سیاهی که رنگی نیست.فقط می خوام بدونم که تو حاضری به خاطر وهاب به همه چیز پشت کنی یا این که...
هق هق گریه امان صحبت کردن را به او نمی داد اما با همان وضعیت نرگس را متوه ساخت وگفت:

-من به خاطر وهاب هرکاری می کنم...اما مشکل من رحیمه.اونا هنوز سر حرفشون هستن خاله.همه از این وضعیت احساس رضایت می کنن به جز من که اصلی ترین عضو این زندگی ام اما هیچ کس حرفم رو قبول نمی کنه.



نرگس با نارحاتی گفت:

-من می تونم با رحیم صحبت کنم ستاره،می تونم قنعش کنم که پاشو از زندگی تو بیرون بکشه.
-نه خاله خواهش می کنم رحیم اگه چیزی بفهمه حتما به گوش بابام می رسه اون وقت بابا...بابا...
هق هق گریه اما نداد که حرفش را کامل کند نرگس متعجب به چهره ستاره می نگریست وسعی می کرد آرامش کند:
-آروم باش عزیزم...اگه تو نخوای من هیچ وقت همچین کاری رو انجام نمی دم.تو نباید به خاطر ترس ووحشت از خانواده ات تسلیم بشی اگه لازم باشه به خاطر عشقت باید بجنگی؛با هرکس که بخواد مانع تو بشه.حالا برو دست وصورتت رو بشور.ببینم ستاره...تو نمی خوای از خاله ات پذیرایی کنی؟ناسلامتی من بعد ازدو سال اومدم خونه تون!
از حرف نرگس احساس شرمندگی کرد.لحظه ای بعد هردو وارد اتاق شدند ستاره به طرف آشپزخانه رفت تا چیزی برای پذیرایی از میهمان عزیزش آماده کند.ظرف میوه را در دست گرفت واز اشپزخانه خارج شد وکنار نرگس نشست.نرگس روبه او گفت:
-راستی ستاره تلفنی هم با وهاب صحبت می کنی؟
-نه خاله راستش خیلی کم پیش میاد...می گم خاله اگه من یه چیزی از شما بخوام انجامش می دید؟
نرگس باخنده جواب داد:
تا چی باشه!

-راستش چیز بدی نیست...چهارشنبه هفته آینده تولد وهابه قرار شده که با چند تا از بچه های فامیل به اتفاق هانیه وافشین بریم بیرون...من هرچی سعی کردم نتونستم قانعش کنم که نمی تونم در کنارش باشم.
-خب اینکه خیلی خوبه!کلی بهتون خوش می گذره.
-آره...ولی من که نمی تونم برم واگر هم نرم به جز ناراحت کردن وهاب اونم تو روز تولدش کار دیگه ای نکردم.می خوام بدونم شما می تونید کاری بکنید که...
نرگس لبخند ملیحی زدوگفت:
-با این که خالی از اشکال نیست اما هر کاری از دستم بربیاد کوتاهی نمی کنم.
لبخند رضایت برلبهای ستاره نقش بست عکس پروفایل اینستاگرام ازجا بلند شد نرگس را در آغوش گرفت وگونه اش را بوسید.در همین حین صدای باز شدن در منزل نظرشان را جلب کرد.از پنجره نگاهی به حیاط انداخت ونیره وسحر را دید.به طرفشان دوید وسلام کرد.
-سلام خسته نباشید.
نیره به کفشهایی که بیرون از اتاق جفت شده بودند نگاهی کرد وجواب داد:
-علیک سلام...مهمون داریم؟!کی اینجاست؟
-حدس بزن مامان نمی تونم بگم!
-مسخره بازی در نیار ستاره.بگو ببینم کی اومده؟(چه بی ذوق)
هرسه به طرف اتاق راه افتادند.سحر از رفتار ستاره متعجب بود اما حرفی برای گفتن نداشت.ستاره چشمهای نیره را در زیر دستهای خود پنهان کرد.نیره فریاد زد:
-این کارا چه معنی داره ستاره؟دستت رو بردار!
نیره را مقابل نرگس برد وبعد چشمهایش را باز کرد.در نگاه اول ذوق را در چشمهای هردو دید ولی نیره سعی کرد خوشحالی اش را بروز ندهد.نرگس،سحر ونیره را در اغوش گرفت وگونه هایشان را بوسید اما نیره در جواب محبت تنها خواهرش با اخم گفت:
-تو اینجا چکار میکنی نرگس؟!توکه به خاطر اون عکس جدید پسره یه لاقبا خودت رو به آب وآتیش زدی وبه همه چیز وهمه کس پشت کردی وحرفشون رو مثل اشغال زیر پات له کردی!حالا اینجا چکار می کنی؟چی شده نرگس خانم عشقت بیرونت کرده؟همون مرتضی که سنگش روبه سینه می زدی حالا باکی ریخته روهم که تو دلت هوای خواهرت رو کرده؟روزهای خوشی تموم شد عشق وعشق بازی فقط دو سال بود؟من می دونستم نرگس...می دونستم اخربه اینجا می کشه.الان هم چیزی نمی تونم بگم جز اینکه هر بلایی سرت بیاد حقته!از من توقع نداشته باش چون هیچ کاری برات نمی کنم.



:: برچسب ها : دانلود عکس , عکس HD , عکس با کیفیت ,
ن : رویا
ت : يکشنبه 15 فروردين 1395
جهت اطلاع از کد های قالب و ویــــرایش قالب اینجا را کلیک کنید.

.:: کلیک کنید ::.

نام :
وب :
پیام :
4+2=:
 
(بارگزاري مجدد)